العلامة المجلسي ( مترجم : محمدجواد نجفى )
37
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )
1 - قد علمت كتيبة الانصار * ان سوف احمى حوزة الذمار 2 - ضرب غلام غير نكس شارى * دون حسين مهجتى و دارى 1 - يعنى گروه انصار ميدانند كه من به زودى از حريم دين خود حمايت ميكنم 2 - زدن جوانى كه در فدا نمودن جان و خانهء خود براى حسين عليه السلام كوتاهى نخواهد كرد . سيد بن طاوس ميگويد : بعد از عمرو بن قرظه جون « 1 » ( بفتح جيم ) كه غلام ابو ذر و شخصى سياه چهره بود براى جهاد قيام نمود . امام حسين عليه السلام به وى فرمود : من تو را مرخص كردم ، زيرا تو تابع ما شدى كه در رفاه و عافيت باشى ، خود را در راه ما مبتلا منماى . وى گفت : يا بن رسول اللَّه ! من در زمان خوشى كاسه ليس شما بودم ، آيا جا دارد اكنون كه شما گرفتار شدهايد دست از شما بردارم ! به خدا قسم بوى من نامطلوب است ، حسب و نسب من پست مىباشد ، رنگ من سياه است . تو بر من منت بگذار تا لايق بهشت گردم و بوى بدنم نيكو ، حسب و نسبم عالى ، صورتم سفيد شود ، نه به خدا من از شما مفارقت نميكنم تا اينكه اين خون سياه من با خونهاى پاكيزهء شما مخلوط شود . محمّد بن ابو طالب ميگويد : سپس جون براى قتال قيام كرد و اين رجز را خواند : 1 - كيف يرى الكفار ضرب الاسود * بالسيف ضربا عن بنى محمّد 2 - اذب عنهم باللسان و اليد * أرجو به الجنة يوم المورد 1 - يعنى كفار ضرب دست غلام سياه را چگونه مىبينند كه با شمشير براى فرزندان حضرت محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم مىزند 2 - من با زبان و دست از فرزندان حضرت محمّد دفاع ميكنم . اميدوارم كه در روز ورود بصحراى محشر داخل بهشت شوم . سپس جهاد كرد تا شهيد شد و امام حسين عليه السلام ببالين او آمد و فرمود : بار خدايا ! صورت وى را سفيد و بوى او را نيكو و وى را با ابرار محشور بفرما و
--> ( 1 ) مقرم در كتاب مقتل الحسين مينويسد : اين نام را حوى و جوين هم نوشتهاند - مترجم .